تازه ها
امروز : یکشنبه، 10 مهر 1401

مهدی شاکری یوسفی: تشریح کامل واقعیت های تاریخی درباره تاسیس اسرائیل

تاریخ : 11 دی 1348, 03:30 نویسنده : پایگاه اطلاع رسانی جمعیت بازدیدها : 208 نظرات : موضوع : اخبار داخلی / اخبار استان خوزستان


عضو ارشد شورای مقاومت اسلامی استان خوزستان در دیدار با جمعی از فعالان عرصه فلسطین با تشریح واقعیت تاریخی اعلامیه بالفور به برخی از شبهات پاسخ داد.

به گزارش روابط عمومی جمعیت دفاع از ملت فلسطین ، مهدی شاکری یوسفی در باب مسئله تاسیس اسرائیل و نقش انگلیس در رشد و نمو صهیونیسم بیان کرد که فلسطین در طول تاریخ محل طمع ورزی یهود بوده است. از زمان خروج یهودیان از مصر به سوی فلسطین، آنها تلاش داشته اند که خود را به این سرزمین مرتبط کنند. در واقع همواره تلاش داشته اند که در فلسطین جای پایی داشته باشند. کتب تاریخی یهود و در راس آنها تورات به صراحت تاکید کرده که بنی اسرائیل همواره در تلاش برای ایجاد یک جامعه یهودی بزرگ بوده اند که در نتیجه آن از کوچ و مهاجرت بی نیاز شده و به طور دائمی ساکن فلسطین شوند. اما با توجه به اینکه یهود دارای خوی جنگی و استعماری بوده اند بر خلاف دیگر ملت ها که با ساکنان اصلی فلسطین یعنی کنعانیان ادغام شده اند، نتوانستند جای پایی در منطقه داشته باشند و کسی از حضور آنها استقبال نمی کرد. آنها تا زمان فتح بابل جزو ساکنان فلسطین تاریخی به شمار نمی رفتند و این بیانگر این واقعیت است که یهود با توجه به خوی فتنه انگیزی میان ملت ها و کینه جویی نسبت به دیگران در فلسطین مورد استقبال نبودند.
پس از ظهور دین نصرانی، یهود برای باقی ماندن در فلسطین راهی جز  گدایی در برابر پادشاهان رومی نداشتند. آنها در راستای جلوگیری از آوارگی مجدد خود با رومیان علیه نصرانیان وارد عمل شده و آنها از جمله حضرت مسیح (ع) را مورد پیگرد  و فشارهای شدید قرار دادند. به تدریج در جامعه رومی نفوذ کرده و از لحاظ اقتصادی با وجود اطلاع رومیان از  اقدامات مخفیانه آنها به یک وزنه تبدیل شدند.
اما پس از گسترش مسیحیت و پذیرش این دین از سوی امپراطوری روم باستان در قرن سوم میلادی، وجود یهودیان با کاهش روبرو شد و آنها در راستای حفظ موجودیت خود از درگیری مستقیم با رومیان سر باز زدند تا سرکوب نشوند. حتی برخی از یهود نصرانی شده و برخی دیگر به مناطق خارج از سیطره رومیان در جزیره عربی مهاجرت کردند.
در قرن 18 انگلیس، فرانسه ، روسیه و آلمان به اهمیت فلسطین در همه ابعاد پی بردند. برخی به فلسطین به عنوان رابط میان مستعمرات خود با اروپا نگاه داشتند و برخی دیگر از لحاظ دینی آن را سرزمینی مقدس برای مسیحیان می دانستند که با سیطره بر آن می توانستد همرامی مسیحیان جهان را همراه خود کنند، همچنین برخی دیگر به فلسطین به عنوان دروازه روابط خوب با امپراطوری عثمانی نگاه داشتند.
در اواخر قرن 18 انگلیس و فرانسه به طور جدی به فکر سیطره بر فلسطین و بدست گرفتن امتیازات آن افتادند. اولین علایم این مساله با حمله ناپلئون به مصر و شامات نمایان شد. در آن زمان یهودیان از لحاظ اقتصادی وزنه مهمی محسوب می شدند، در شرایطی که فرانسه پس از انقلاب مشهور خود در وضعیت بدی قرار داشت، ناپلئون برای تامین هزینه های جنگی خود راهی جز کمک گرفتن از یهود نداشت و آنها به طور مخفیانه با ناپلئون به توافق رسیده بودند در ازای تامین هزینه های جنگی برای یهودیان جایگاهی امن در فلسطین ایجاد شود.
منابع تاریخی بر این مسئله توافق نظر دارند که ناپلئون در راستای تامین هزینه های جنگی خود ا مطرح کردن مسائل دینی برای یهود، تلاش می کرد از اموال و دارایی هایی آنها برای تامین هزینه لشکرکشی به شامات استفاده کند و از این فرصت برای صف آرایی در برابر انگلیس استفاده کند. اما با شکست وی در جنگ و بازگشت به فرانسه مرحله جدیدی از سوء استفاده از یهودیان آغاز شد.
وی پس از ناکامی در سیره بر مصر و شامات از گروههای یهودی ساکن در فرانسه خواست مجلس سنهدرین (بالاترین کمیته قضایی در تاریخ یهود) را تشکیل دهند. این شورا در راستای تاکید بر برابری یهود با فرانسوی ها و آغاز شکل گیری ایده کشور یهودی در فلسطین برگزار شد.وعده ناپلئون درباره تشکیل کشور برای یهودیان، پایه گذار تفکر جدی و عملی یهودیان به مساله باطل و دروغین «سرزمین اسرائیل» بود. در واقع این ناپلئون بود که به طور جدی بحث سرزمین را برای یهود زنده کرد. البته پس از شکست های ناپلئون، یهود به این فکر افتادند که ایده خود را با قرار گرفتن در آغوش کشورهای دیگر نظیر انگلیس، آلمان، روسیه و یا اتریش پیگیری کنند.
اعلامیه بالفور در تاریخ دوم نوامبر 1917 دقیقا 105 سال پیش صادر شد تا پروژه صهیونیستی را در مسیر از پیش تعیین شده برای تشکیل کشور یهودی قرار دهد. در واقع انگلیس با صدور این اعلامیه بالفور در دوم نوامبر 1917 از سوی وزیرخارجه وقت انگلیس صادر شد. به اعتقاد ما این اعلامیه «از سوی کسانی که در  فلسطین هیچ حقی نداشتند، برای کسانی که به آن هیچ ارتباطی نداشتند» صادر شده است. بحث درباره اعلامیه بالفور شامل مسائل متعددی می شود که جمع آوری آنها در یک گفتگو با توجه به اهمیت آن ناممکن است.
به موازات رایزنی‎های انگلیس در راستای صدور اعلامیه بالفور، تماس‎هایی میان مکماهون با شریف حسین برقرار شده بود که در آن انگلیس متعهد شده بود در ازای ائتلاف شریف حسین با لندن علیه عثمانی ها، وی را به عنوان پادشاه بلاد شام معرفی کند. در اینجا باید بر این نکته تاکید کنیم که انگلیس در پیام های خود به شریف حسین اعلام کرده بود منطقه غربی اطراف سوریه از مناطقی که تحت سیطره وی قرار گذاشته می شود، مستثنی خواهد شد. نکته مهم اینکه انگلیسی ها با این اقدام تقدیم فلسطین به یهودیان را طرح ریزی کرده بودند، البته در آن زمان شریف حسین تنها به وعده های انگلیس متکی بود و خواهان  تبدیل آنها به معاهده نشد.
نکته مهم اینکه سیاستمداران فریبکار و مکار انگلیسی (آن گونه که همپیمان فرانسوی آنها را تعبیر می کردند) همزمان مذاکراتی را با عبدالعزیز آل سعود آغاز کرد که در آن وعده هایی کاملا عکس آنچه به شریف حسین پیشنهاد داده بود را به ویژه در موضوع  جزیره العرب مطرح کرد. این در شرایطی بود که امیر سعودی بر نوشته شدن همه وعده ها از سوی انگلیس به صورت معاهده تاکید می کرد.
در همان زمان انگلیسی ها مذاکراتی را با فرانسه و روسیه آغاز کرده بودند، همچنین با جمال پاشا والی عثمانی در منطقه نیز رایزنی هایی برای ترغیب وی به استقلال از امپراتوری عثمانی برقرار کرده بودند تا وی را به جدایی از این امپراتوری که به دوران ضعف خود رسیده بود متمایل کنند.
همزمان انگلیس و فرانسه بدون اطلاع دیگران در حال مذاکراتی برای تقسیم منطقه میان خود بودند که بعدها به توافق سایس پیکو نامگذاری شد. این توافق در سال 1916 و چند ماه قبل از اعلامیه بالفور به امضا رسید. این توافق اجرایی نشد اما پس از جنگ در سال 1920 در ضمن توافقات دیگری بر اساس آن در کنفرانس سان ریمو و معاهده سیفر اجرا گردید. زیرا انقلاب روسیه این معاهده را بر ملا کرد و مفاد آن را افشا نموده و فرانسه و انگلیس را به استعمار گران غربی توصیف نمود. چنانچه تا کنون نیز این دو کشور چنین رویه ای دارند.
در سال 1920 چرچیل به مقامات منطقه اطمینان داد که هیچ کشور یهودی ایجاد نخواهد شد. وی در این باره گفت: این تنها پناهگاهی قومی برای این بیچارگان است.
در رابطه با انگیزه های واقعی برای اعلامیه بالفور یش از این گفتیم که فلسطین برای انگلیس تنها دارای اهمیت اقتصادی بوده است اما این مسئله هیچگاه علناً اعلام نشد. آنچه بسیاری از آن اطلاع ندارند همزاد پنداری شدید میان انگلیس و جنبش صهیونیسم است که منجر به صدور اعلامیه بالفور گردید.
اعلامیه بالفور اولین و آخرین وعده ای نیست که در طول تاریخ به یهودیان داده شده است. این اعلامیه تنها یک حلق اتصال در ایجاد رژیم صهیونیستی در قلب امت عربی و اسلامی و تکمیل روندی بود که ناپلئون آغازگر آن بود، چرا که وی وعده تأسیس یک دولت در فلسطین را به یهودیان داد.
یهود هم اکنون با کسانی مواجه است که بیش از اعلامیه بالفور به آنها متعهد هستند. آمریکایی ها همان کسانی هستند که دائماً برای حمایت از رژیم صهیونیستی و رهبری سیاسی آن، تحقق صلح و آرامش و برتری نظامی و امنیتی آن، چشم پوشی از همه جنایات مداوم این رژیم در حق ملت فلسطین در پیش دیدگان جهان و فشار به جامعه بین الملل وعده می دهد تا صهیونیست ها از این طریق بتوانند جنایتی دیگر در حق ملت فلسطین در سرزمین بیت المقدس انجام دهند.
جهان امروز شاهد محصول اقدامات ناپلئون، بالفور، بوش و بسیاری دیگر هستند که به یهودیان در مقابل چیزی و یا حتی رایگان وعده داده اند. این محصول تلخ را ملت فلسطین طی شش دهه با مهاجرت اجباری، بازداشت، قتل و محاصره به طور مداوم نوشیده اند و تا وقتی که سرزمین فلسطین از سوی صهیونیست ها غصب شده باشد این وضعیت ادامه خواهد داشت.
آنچه که امروز در غزه و سایر نقاط دیگر شاهد آن هستیم تنها مرحله ای از مراحل مختلف است که فلسطینیان بارها و بارها از سوی یهودیانی که وجود خود را از فرانسه، بریتانیا، امریکا و دیگران به واسطه اعلامیه بالفور و وعده های دیگر تأسیس کرده اند، متحمل درد و بی عدالتی شده اند.